خشم، گریه، ترس و ناراحتی بخش طبیعی از دوران کودکی هستند. کودک هنوز در حال یادگیری شناخت احساسات خود و پیدا کردن راه هایی برای بیان آنهاست و به همین دلیل ممکن است گاهی با گریه شدید، عصبانیت یا قشقرق واکنش نشان دهد.
اما اگر این واکنش ها بیش از حد شدید، طولانی یا تکراری باشند، ممکن است کودک در مدیریت هیجان های خود به کمک بیشتری نیاز داشته باشد. شناخت علائم عدم کنترل هیجان در کودکان به والدین و مربیان کمک می کند تفاوت میان واکنش های طبیعی کودک و رفتارهایی را که نیاز به توجه بیشتری دارند بهتر تشخیص دهند.
علائم عدم کنترل هیجان در کودکان چیست؟
همه کودکان گاهی عصبانی، ناراحت، ترسیده یا بی قرار می شوند و واکنش هایی مانند گریه، قشقرق یا خشم در سال های اولیه زندگی می تواند بخشی از روند طبیعی رشد باشد. منظور از علائم عدم کنترل هیجان در کودکان این نیست که کودک نباید چنین احساساتی داشته باشد، بلکه شدت، تکرار و نحوه واکنش او اهمیت دارد.
به نقل از سایت Healthline:
خودتنظیمی به کودک کمک می کند احساسات، افکار و رفتار خود را مدیریت کند و در موقعیت های مختلف واکنش مناسب تری داشته باشد. این مهارت از دوران کودکی شکل می گیرد و با رشد، تجربه و تمرین به تدریج تقویت می شود. بنابراین کودک برای یادگیری مدیریت هیجان ها به فرصت، تمرین و همراهی بزرگسالان نیاز دارد.
خشم و عصبانیت شدید
یکی از نشانه هایی که ممکن است توجه والد یا مربی را جلب کند، واکنش شدید کودک به اتفاق های کوچک است. برای مثال ممکن است مخالفت با یک خواسته ساده، از دست دادن یک اسباب بازی یا رعایت نکردن نوبت باعث عصبانیت شدید کودک شود. اگر کودک مدت زیادی در حالت خشم بماند و نتواند به راحتی آرام شود، بهتر است این رفتار در کنار سایر واکنش های او بررسی شود.
گریه و قشقرق های مکرر
قشقرق در بعضی سنین کودکی طبیعی است، اما اگر به شکل بسیار مکرر، طولانی یا شدید اتفاق بیفتد، می تواند نشان دهد کودک هنوز در مدیریت احساسات خود به کمک بیشتری نیاز دارد. مهم است که تعداد دفعات و شرایطی که قشقرق اتفاق می افتد نیز در نظر گرفته شود.
پرخاشگری و رفتارهای تکانشی
داد زدن، هل دادن، ضربه زدن، پرت کردن وسایل یا واکنش ناگهانی بدون فکر کردن به پیامد رفتار، از دیگر واکنش هایی هستند که ممکن است همراه با دشواری در تنظیم هیجان دیده شوند. البته یک واکنش گهگاهی، به ویژه هنگام ناکامی، لزوما نشانه مشکل نیست.
ناتوانی در پذیرش مخالفت یا ناکامی
بعضی کودکان هنگام شنیدن «نه»، باختن در بازی یا برآورده نشدن خواسته خود واکنش بسیار شدیدی نشان می دهند. اگر کودک تقریبا در هر موقعیت مشابهی نمی تواند ناکامی را تحمل کند یا مدت زیادی درگیر ناراحتی می ماند، بهتر است مهارت های مدیریت هیجان به صورت تدریجی با او تمرین شود.
تغییرات سریع و شدید احساسات
تغییر ناگهانی از شادی به گریه، خشم یا ناراحتی می تواند در کودکان اتفاق بیفتد. زمانی که این تغییرات بسیار شدید یا تکراری باشند و با موقعیت تناسب نداشته باشند، توجه بیشتری می طلبند.
دشواری در بیان احساسات
گاهی کودک نمی تواند بگوید «عصبانی هستم»، «ترسیده ام» یا «ناراحتم» و احساس خود را از طریق گریه، فریاد یا رفتار پرخاشگرانه نشان می دهد. آموزش نام احساسات می تواند به کودک کمک کند به جای نشان دادن احساس از طریق رفتار، کم کم درباره آن صحبت کند.
رفتار طبیعی یا نیازمند توجه؟
| رفتار کودک | چه زمانی می تواند طبیعی باشد؟ | چه زمانی نیاز به توجه بیشتری دارد؟ |
|---|---|---|
| گریه | هنگام خستگی، ترس یا ناکامی | بسیار طولانی، مکرر یا سخت آرام شود |
| خشم | هنگام مخالفت یا نرسیدن به خواسته | واکنش بسیار شدید یا تکراری باشد |
| قشقرق | گاهی در سنین پایین | طولانی، بسیار مکرر یا نامتناسب باشد |
| کناره گیری | بعد از ناراحتی یا در محیط ناآشنا | ارتباط با دیگران را به طور مداوم مختل کند |
| پرخاشگری | واکنش گهگاهی هنگام ناکامی | تکراری باشد یا باعث آسیب شود |
چرا کودک در کنترل هیجان های خود مشکل دارد؟
کودک همیشه نمی تواند احساسات خود را به همان شکلی که یک بزرگسال مدیریت می کند، کنترل کند. سن و مرحله رشد، شرایط محیطی، تجربه های کودک و شیوه برخورد اطرافیان می توانند روی توانایی او برای شناخت و مدیریت هیجان ها اثر بگذارند.
در بعضی کودکان، فشارهای محیطی یا بعضی مشکلات رفتاری و رشدی نیز می توانند باعث شوند واکنش های هیجانی شدیدتر یا مکررتر دیده شوند. بنابراین بهتر است قبل از قضاوت درباره رفتار کودک، علت ها و شرایطی را که ممکن است در این واکنش ها نقش داشته باشند، در نظر بگیریم.
1. سن و مرحله رشد کودک
توانایی تنظیم هیجان از بدو تولد کامل نیست. کودکان خردسال بیشتر به کمک والدین و مربیان برای آرام شدن نیاز دارند و با افزایش سن، تجربه و تمرین، به تدریج مهارت های بیشتری به دست می آورند.
2. محیط خانواده و شیوه برخورد بزرگسالان
محیطی که کودک در آن رشد می کند می تواند روی یادگیری مهارت های هیجانی او اثر بگذارد. برای مثال:
- تنش و درگیری مداوم در خانه
- قوانین نامشخص یا متناقض
- واکنش بسیار شدید بزرگسالان
- تنبیه و سرزنش مداوم
- بی توجهی به احساسات کودک
- نداشتن فرصت برای صحبت درباره احساسات
در این بخش بهتر است تاکید کنیم که هدف، مقصر دانستن والدین نیست. عوامل مختلفی می توانند همزمان روی رفتار و توانایی تنظیم هیجان کودک اثر بگذارند.
3. اضطراب و فشارهای محیطی
تغییر محل زندگی، شروع مهد یا مدرسه، اختلاف با دوستان، ترس ها یا فشارهای خانوادگی ممکن است در بعضی کودکان باعث واکنش های هیجانی شدیدتر شوند. این واکنش ها معمولا به شرایط کودک، سن او و نحوه مواجه شدن با موقعیت های جدید بستگی دارند.
4. ارتباط عدم کنترل هیجان با بیش فعالی
در بعضی کودکان مبتلا به ADHD دشواری در تنظیم هیجان نیز دیده می شود، اما عصبانیت، بی قراری یا واکنش شدید به تنهایی به معنی بیش فعالی نیست. اگر این رفتارها به طور مداوم تکرار شوند و روی یادگیری، روابط با دیگران یا فعالیت های روزمره کودک اثر بگذارند، بررسی توسط متخصص می تواند به مشخص شدن علت کمک کند.
چگونه به کودک برای کنترل هیجان کمک کنیم؟
کمک به کودک برای کنترل هیجان به معنی جلوگیری از گریه، خشم یا ناراحتی او نیست. کودک باید یاد بگیرد احساس خود را بشناسد، آن را به شکل مناسب بیان کند و به تدریج برای واکنش خود انتخاب های بهتری داشته باشد. چند روش ساده می تواند این مهارت را در موقعیت های روزمره تقویت کند.
1. احساس کودک را نام گذاری کنید
وقتی کودک نمی تواند احساس خود را توضیح دهد، نام گذاری احساسات می تواند به او کمک کند بفهمد دقیقا چه چیزی را تجربه می کند. به جای اینکه بگوییم:
«گریه نکن، چیزی نشده.»
می توان گفت:
«فکر کنم از اینکه اسباب بازیت را برداشت ناراحت شدی.»
با تکرار این کار، کودک کم کم واژه های بیشتری برای بیان احساسات خود یاد می گیرد و به جای واکنش شدید، راحت تر درباره چیزی که ناراحتش کرده صحبت می کند.
2. اجازه دهید کودک احساسش را بیان کند
پذیرفتن احساس کودک با تایید رفتار نادرست او فرق دارد. کودک می تواند عصبانی باشد، اما این به معنی مجاز بودن آسیب زدن به دیگران نیست. برای مثال می توان گفت:
«می فهمم عصبانی هستی، اما اجازه نداری کسی را بزنی.»
این نوع برخورد به کودک نشان می دهد که احساس او قابل پذیرش است، اما برای رفتارهای آسیب زننده همچنان حد و مرز وجود دارد.
3. روش های ساده آرام شدن را تمرین کنید
کودک بهتر است روش های آرام شدن را فقط هنگام عصبانیت یاد نگیرد. می توان این روش ها را در زمان آرامش نیز تمرین کرد تا هنگام ناراحتی راحت تر از آنها استفاده کند.
تنفس آرام، مکث کوتاه، نوشیدن آب، رفتن به یک فضای آرام و کمی فاصله گرفتن از موقعیت می توانند به کودک کمک کنند شدت واکنش هیجانی خود را کاهش دهد.
4. از بازی و قصه کمک بگیرید
کودک همیشه از توضیح مستقیم درباره احساسات استقبال نمی کند. بازی، قصه، نقاشی و نقش بازی کردن می توانند فرصت خوبی برای تمرین شناخت و بیان احساسات باشند.
برای مثال، می توان در یک بازی نقش آفرینی موقعیتی مثل باختن در یک بازی یا نرسیدن به خواسته را اجرا کرد و از کودک پرسید: «اگر جای این شخصیت بودی چه احساسی پیدا می کردی؟» سپس می توان درباره راه های مختلف واکنش نشان دادن صحبت کرد.
5. بعد از آرام شدن درباره رفتار صحبت کنید
هنگام قشقرق یا خشم شدید معمولا زمان مناسبی برای توضیح طولانی یا آموزش نیست. ابتدا باید به کودک کمک کرد آرام شود و در صورت وجود خطر، ایمنی او و دیگران را حفظ کرد.
بعد از آرام شدن، می توان درباره اتفاقی که افتاده، احساس کودک و واکنش های دیگری که می توانست انتخاب کند صحبت کرد. این گفت وگوها به کودک کمک می کنند از تجربه های روزمره خود برای یادگیری مهارت تنظیم هیجان استفاده کند.حبت کرد.
نقش والدین و مربی کودک در کنترل هیجان
واکنش درست بزرگسالان در زمان خشم، گریه یا قشقرق می تواند به کودک کمک کند احساس خود را بهتر بشناسد و به تدریج روش مناسب تری برای بیان آن پیدا کند.
مربی کودک هنگام عصبانیت یا گریه چه کاری انجام دهد؟
مربی بهتر است ابتدا شرایط را آرام و ایمن کند و سپس به کودک برای شناخت و بیان احساسش کمک کند. در زمان اوج هیجان، صحبت کوتاه و رفتار آرام معمولا از توضیح طولانی یا سرزنش موثرتر است.
- با صدای آرام و کوتاه صحبت کند.
- کودک را جلوی بقیه تحقیر یا سرزنش نکند.
- احساس کودک را مسخره یا کوچک نکند.
- در صورت وجود خطر، ابتدا ایمنی کودک و سایر کودکان را حفظ کند.
- هنگام اوج خشم وارد بحث طولانی نشود.
- بعد از آرام شدن درباره اتفاق و رفتار کودک صحبت کند.
- در صورت امکان به کودک انتخاب های محدود و ساده بدهد.
برای مثال، به جای اینکه مربی بگوید «دیگه گریه نکن»، می تواند بگوید: «می بینم ناراحتی. اول آروم می شیم، بعد درباره اش صحبت می کنیم.» این نوع برخورد به کودک فرصت می دهد احساس خود را تجربه کند و در عین حال با حد و مرزهای رفتاری آشنا شود.
چه کارهایی بهتر است انجام نشود؟
برخی واکنش ها ممکن است کودک را از بیان احساسات خود دور کنند یا باعث شوند او به جای یادگیری مهارت تنظیم هیجان، فقط تلاش کند واکنش خود را پنهان کند. بهتر است:
- کودک را مجبور به قطع فوری گریه نکنید.
- به او نگویید «بچه خوبی باش و عصبانی نشو».
- احساس کودک را مسخره یا کوچک نکنید.
- هنگام خشم شدید وارد بحث طولانی نشوید.
- برای هر واکنش هیجانی کودک از تنبیه استفاده نکنید.
مربی همچنین بهتر است رفتار کودک را با سایر کودکان مقایسه نکند. هدف از آموزش تنظیم هیجان، کمک به کودک برای یادگیری مهارت است، نه اینکه از او انتظار داشته باشیم همیشه آرام و بدون واکنش باشد. کودک ممکن است در یک موقعیت به کمک بیشتری نیاز داشته باشد و با تمرین، تجربه و حمایت مناسب، به تدریج مستقل تر عمل کند.
تمرین های ساده برای آموزش کنترل هیجان به کودکان
آموزش کنترل هیجان فقط با صحبت کردن درباره احساسات انجام نمی شود. کودک از طریق بازی، تمرین و تکرار در موقعیت های ساده روزمره، کم کم یاد می گیرد احساس خود را تشخیص دهد و برای واکنش خود انتخاب مناسب تری داشته باشد.
تمرین چراغ راهنمای احساسات
در این تمرین می توان سه مرحله ساده را به کودک آموزش داد:
- قرمز: توقف و انجام ندادن واکنش فوری
- زرد: فکر کردن به احساسی که دارد و اتفاقی که افتاده است
- سبز: انتخاب یک واکنش مناسب و امن
برای مثال، اگر کودک از رفتار دوستش عصبانی شده است، ابتدا باید مکث کند، احساس خود را بشناسد و بعد به جای هل دادن یا فریاد زدن، واکنش دیگری مانند صحبت کردن یا کمک خواستن را انتخاب کند. این تمرین را می توان با موقعیت های روزمره مهد کودک و خانه تکرار کرد.
کارت های احساسات
چند کارت با تصویر یا نام احساساتی مانند شادی، خشم، ترس، ناراحتی و نگرانی آماده کنید. از کودک بخواهید احساس شخصیت داخل کارت را حدس بزند و توضیح دهد از کجا متوجه این احساس شده است.
برای جذاب تر شدن تمرین می توان از کودک پرسید: «اگر تو جای این شخصیت بودی چه احساسی داشتی؟» یا «وقتی این احساس را داری، چه چیزی کمکت می کند آرام تر شوی؟»
نقش بازی کردن
یک موقعیت ساده از زندگی روزمره کودک مطرح کنید. برای مثال:
«اگر دوستت نوبتت را رعایت نکرد، چه کار می کنی؟»
سپس اجازه دهید کودک چند واکنش مختلف را امتحان کند. می توان یک بار واکنش نامناسب و بار دیگر واکنش مناسب را اجرا کرد و درباره تفاوت آنها با کودک صحبت کرد. این تمرین به کودک کمک می کند قبل از قرار گرفتن در موقعیت واقعی، راه های مختلف برخورد با یک مشکل را تمرین کند.
نقاشی احساسات
از کودک بخواهید احساس خود را با رنگ، شکل یا نقاشی نشان دهد. لازم نیست نقاشی حتما دقیق یا قابل تفسیر باشد. هدف این است که کودک فرصتی برای بیان احساس خود داشته باشد.
بعد از نقاشی می توان با سوال های ساده مانند «این قسمت چه حسی دارد؟» یا «چه چیزی باعث شد این را بکشی؟» گفت و گو را شروع کرد.
تمرین تنفس آرام
یک تمرین کوتاه و متناسب با سن کودک را می توان زمانی که کودک آرام است آموزش داد. برای مثال، از او بخواهید چند نفس آرام و عمیق بکشد و هنگام بازدم، هوا را به آرامی بیرون بدهد.
مهم است این تمرین در زمان آرامش چند بار تکرار شود تا کودک با روش انجام آن آشنا باشد و بتواند در زمان ناراحتی نیز با یادآوری مربی یا والد از آن استفاده کند.
فعالیت مناسب برای آموزش هر مهارت
| فعالیت | مهارتی که تمرین می شود |
|---|---|
| کارت احساسات | شناخت و نام گذاری احساسات |
| قصه گویی | درک احساسات دیگران |
| نقش بازی کردن | حل موقعیت های اجتماعی |
| بازی نوبتی | صبر و تحمل ناکامی |
| نقاشی احساسات | بیان احساسات |
| تنفس آرام | کاهش شدت واکنش هیجانی |
چه زمانی علائم عدم کنترل هیجان در کودک نیاز به بررسی تخصصی دارد؟
قرار نیست هر بار که کودک گریه می کند، عصبانی می شود یا قشقرق به پا می کند، او را نزد متخصص ببریم. بسیاری از این واکنش ها در دوره های مختلف رشد طبیعی هستند. با این حال، اگر واکنش های هیجانی شدید، مکرر یا مختل کننده باشند و روی زندگی روزمره کودک اثر بگذارند، بهتر است موضوع با دقت بیشتری بررسی شود.
نشانه هایی که می توانند نیاز به بررسی تخصصی را مطرح کنند عبارتند از:
- واکنش های شدید کودک به طور مرتب تکرار می شوند.
- شدت واکنش با موقعیتی که باعث ناراحتی شده تناسب ندارد.
- کودک هنگام عصبانیت به خودش یا دیگران آسیب می زند.
- رفتارهای هیجانی در مهد کودک یا مدرسه مشکل ایجاد کرده اند.
- ارتباط کودک با همسالان به طور مداوم دچار مشکل می شود.
- کودک پس از ناراحتی به سختی آرام می شود.
- این رفتارها روی خواب، یادگیری یا فعالیت های روزمره کودک اثر گذاشته اند.
در چنین شرایطی، متخصص کودک می تواند با بررسی الگوی رفتار، شرایط محیطی و خانوادگی و وضعیت رشدی کودک، به شناسایی عوامل موثر کمک کند. این بررسی لزوما به معنی وجود یک اختلال مشخص نیست و هدف آن پیدا کردن علت و تعیین حمایت مناسب برای کودک است.
ارتباط عدم کنترل هیجان با کنترل خشم و مهارت های اجتماعی
عدم کنترل هیجان می تواند در موقعیت های مختلف خودش را نشان دهد. برای بعضی کودکان، خشم و پرخاشگری بیشتر دیده می شود و برای بعضی دیگر، گریه، کناره گیری یا دشواری در بیان احساسات. نوع واکنش کودک به احساسات می تواند روی ارتباط او با والدین، مربیان و همسالان نیز اثر بگذارد.
خشم یکی از هیجان های طبیعی کودک است، اما کودک باید به تدریج یاد بگیرد چگونه آن را بدون آسیب زدن به خود یا دیگران بیان کند. شناخت احساس، مکث قبل از واکنش، صحبت کردن درباره خواسته ها و یادگیری حل مسئله از مهارت هایی هستند که می توانند به کنترل بهتر واکنش های خشم کمک کنند.
مهارت های اجتماعی نیز با تنظیم هیجان ارتباط نزدیکی دارند. کودکی که می تواند احساس ناراحتی یا خشم خود را بیان کند، معمولا فرصت بیشتری دارد تا به جای واکنش تکانشی، درباره اختلاف با دوست خود صحبت کند، نوبت را رعایت کند یا از مربی کمک بخواهد. به همین دلیل، آموزش تنظیم هیجان بهتر است در موقعیت های واقعی و همراه با تمرین مهارت های ارتباطی انجام شود.
تنظیم هیجان کودک با افزایش سن چه تغییری می کند؟
توانایی کودک برای شناخت و مدیریت احساسات به تدریج و همراه با رشد او شکل می گیرد. انتظار از یک کودک خردسال برای کنترل هیجان، نباید با انتظاری که از یک کودک دبستانی داریم یکسان باشد. تجربه، تمرین و همراهی بزرگسالان در هر مرحله می تواند به تقویت این مهارت کمک کند.
البته رشد این مهارت در همه کودکان با یک سرعت اتفاق نمی افتد. تفاوت در سن، شخصیت، تجربه های زندگی و شرایط محیطی می تواند روی نحوه بروز و مدیریت احساسات اثر بگذارد. بنابراین بهتر است به جای مقایسه مستقیم کودکان با یکدیگر، روند رشد و پیشرفت هر کودک را در طول زمان در نظر بگیریم.
تنظیم هیجان مهارتی است که با تمرین شکل می گیرد
در نهایت، کودک قرار نیست هیچ وقت عصبانی، ناراحت یا ترسیده نشود. این احساسات بخش طبیعی رشد هستند و چیزی که باید به کودک آموزش داده شود، شناخت احساس و انتخاب واکنش مناسب است. با تمرین و حمایت درست، کودک می تواند به تدریج یاد بگیرد احساسات خود را بهتر بشناسد و آنها را به شیوه مناسب تری بیان کند.
والد و مربی کودک می توانند با آرام ماندن، گوش دادن، نام گذاری احساسات و فراهم کردن فرصت تمرین، نقش مهمی در این مسیر داشته باشند. اگر شما هم با کودکی کار می کنید و می خواهید مهارت های لازم برای شناخت و مدیریت هیجان های او را بهتر یاد بگیرید، آموزش و تمرین مهارت های مرتبط با روانشناسی و تربیت کودک می تواند شروع خوبی برای این مسیر باشد.
سوالات متداول
آیا گریه زیاد کودک نشانه عدم کنترل هیجان است؟
خیر، گریه در کودکان طبیعی است. زمانی که گریه بسیار شدید، مکرر، طولانی یا همراه با اختلال در زندگی روزمره باشد، نیاز به توجه بیشتری دارد.
چگونه کودک عصبانی را آرام کنیم؟
ابتدا خودتان آرام بمانید، احساس کودک را با یک جمله ساده نام گذاری کنید و در صورت امکان او را از موقعیت تنش زا دور کنید. آموزش راهکارهای کنترل هیجان بهتر است بعد از کاهش شدت خشم انجام شود.
آیا می توان کنترل هیجان را به کودک آموزش داد؟
بله، نام گذاری احساسات، قصه، بازی، نقش بازی کردن، تمرین حل مسئله و روش های ساده آرام سازی می توانند متناسب با سن کودک آموزش داده شوند.
آیا عدم کنترل هیجان در کودکان با بیش فعالی ارتباط دارد؟
ممکن است بعضی کودکان مبتلا به ADHD در تنظیم هیجان نیز دشواری داشته باشند، اما وجود خشم یا واکنش های شدید به تنهایی به معنی بیش فعالی نیست و تشخیص به بررسی تخصصی نیاز دارد.
چه زمانی برای عدم کنترل هیجان کودک باید به متخصص مراجعه کرد؟
اگر واکنش های شدید مکرر باشند، در مهد، مدرسه یا روابط کودک اختلال ایجاد کنند، کودک به سختی آرام شود یا احتمال آسیب به خود و دیگران وجود داشته باشد، بهتر است موضوع با متخصص کودک مطرح شود.













