وابستگی کودک به مادر مسئلهای رایج در سالهای اولیه زندگی است؛ احساسی طبیعی که پایهگذار رابطهای عاطفی و امن بین کودک و مادر میشود. اما زمانی که این وابستگی از حد تعادل خارج میشود، میتواند برای رشد اجتماعی و استقلال کودک مشکلساز شود. کودکانی که بیش از اندازه به مادر وابسته هستند، معمولاً در جداییهای کوتاهمدت مانند حضور در محیطهایی مثل مهد کودک یا تعامل با افراد جدید دچار اضطراب، ترس و حتی رفتارهای پرخاشگرانه میشوند.
شناخت درست این نوع رفتارها و انتخاب روشهای اصولی برای مدیریت آنها به والدین و مربیان کمک میکند تا فرایند جدایی از مادر را برای کودک سادهتر و قابل تحملتر کنند. اولین گام، درک علت این وابستگیهاست. آیا این وابستگی به دلیل اضطراب جدایی، احساس ناامنی یا تجربههای پیشین کودک شکل گرفته؟ یا شاید رفتارهای والدین – هرچند ناخواسته – باعث تشدید آن شده است؟
در این مسیر، آگاهی والدین و مربیان بسیار کلیدیست. لازم است والدین، مخصوصاً مادران، از نقش خود در ایجاد تعادل بین حمایت عاطفی و پرورش استقلال کودک آگاه باشند. در کنار آن، مربیان مهد کودک نیز باید با درک ویژگیهای کودک وابسته، شرایطی را فراهم کنند تا کودک با آرامش، اعتماد و احساس امنیت بیشتری در محیط جدید حضور پیدا کند. نکته مهم این است که هر کودک، دنیایی منحصر به فرد دارد و برای ایجاد تغییر در رفتار او، نیاز به روشهایی متناسب با شخصیت، نیاز و مرحلهی رشدش داریم. در دوره مربیگری مهدکودک که در آکادمی سلامت ارائه میشود، به مربیان آموزش داده میشود که چطور میتوان با شناخت دقیق مراحل رشد روانی کودک، رفتارهایش را بهتر درک کرده و ارتباط سالمتری با او برقرار کرد. این شناخت به ویژه در برخورد با کودکانی که وابستگی شدید به مادر دارند، میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
چرا برخی کودکان بیش از حد به مادر وابستهاند؟
وابستگی شدید کودک به مادر دلایل متعددی دارد که شناخت آنها، اولین گام در مسیر اصلاح رفتار کودک است. برخی از رایجترین دلایل عبارتند از:
دلبستگی ایمن یا ناایمن: سبکهای دلبستگی اولیه که از دوران نوزادی شکل میگیرند، نقش بزرگی در رفتارهای وابستگی کودک دارند.
به نقل از وبسایت Kids Academy
وابستگی بیش از حد نه تنها مختص کودکان نوپا است، بلکه میتواند در کودکان مقطع ابتدایی نیز بروز کند—این ممکن است زمانی رخ دهد که والدین بیش از حد در دسترس باشند، که باعث میشود کودک یاد نگیرد چگونه تنها باشد. برخی از والدین که فرزندانی بالای ۱۰ سال دارند، ممکن است هنوز با این مشکل روبهرو باشند.
با این حال، اضطراب جدایی حتی بدون وابستگی بیش از حد نیز ممکن است رخ دهد و در کودکان شایعتر است. این اضطراب معمولاً توسط شرایط خاصی مانند تنها ماندن ناگهانی یا گم شدن در یک سوپرمارکت ایجاد میشود.
تجربیات استرسزا یا ترسناک: بیماری، طلاق، تولد خواهر یا برادر جدید یا تغییرات ناگهانی میتوانند باعث وابستگی بیشتر کودک شوند.
محیط پرتنش یا ناامن: در محیطهایی که کودک احساس امنیت نمیکند، بیشتر به مادر پناه میبرد.
پاسخهای هیجانی والدین: اگر والدین به گریه یا درخواست کودک همیشه بهسرعت و بدون محدودیت پاسخ دهند، کودک ممکن است به این واکنشها عادت کند.
نشانههای وابستگی شدید کودک به مادر
برخی از علائم که ممکن است نشاندهنده وابستگی بیش از حد کودک به مادر باشد، عبارتند از:
- بیقراری شدید هنگام جدا شدن حتی برای مدت کوتاه
- ناتوانی در خوابیدن بدون حضور مادر
- امتناع از رفتن به مهد کودک یا ماندن با افراد دیگر
- اضطراب، گریه یا قشقرق هنگام جدایی
- تمایل به انجام همه کارها با مادر و فقط با او
بهترین روشها برای برخورد با کودک وابسته به مادر
برای کاهش وابستگی کودک به مادر و تقویت استقلال عاطفی و اجتماعی او، رعایت مجموعهای از اصول تربیتی و روانشناختی ضروری است. در ادامه، به مؤثرترین راهکارها در این زمینه اشاره میکنیم:
ایجاد احساس امنیت
کودکان وابسته اغلب از جدا شدن میترسند. بنابراین، مهمترین قدم، ایجاد حس امنیت روانی در کودک است. نشان دهید که حتی وقتی از او دور هستید، همچنان حضور دارید و او را دوست دارید. استفاده از عبارات اطمینانبخش مانند «من برمیگردم» یا «همیشه به فکر تو هستم» کمککننده است.
جدایی تدریجی را تمرین کنید
بهجای جدایی ناگهانی، کودک را به آرامی و بهصورت مرحلهای با حضور افراد دیگر یا محیطهای جدید آشنا کنید. مثلا:
- ابتدا چند دقیقه او را با مربی تنها بگذارید و کمکم این زمان را افزایش دهید.
- از بازیهای نقشآفرینی برای تمرین جدایی و بازگشت استفاده کنید (مثلاً مامان میره خرید و برمیگرده).
الگوی رفتاری آرام و مطمئن باشید
کودک از مادر الگوبرداری میکند. اگر هنگام جدایی، شما نگران یا مضطرب باشید، کودک این احساس را دریافت میکند. پس حتی اگر دلتان شور میزند، با لبخند و اطمینان از او خداحافظی کنید. در مجموع میتوان گفت که رفتار والدین در مواجهه با موقعیتهای چالشبرانگیز، الگویی برای کودک است. در اینجا، آموختن مهارتهایی مثل نحوه برخورد با اشتباهات کودک نیز بسیار مهم است. اگر والدین به اشتباهات کودک با درک، آرامش و راهنمایی واکنش نشان دهند، کودک نیز احساس امنیت بیشتری خواهد داشت و کمتر به وابستگی پناه میبرد.
ایجاد روتین روزانه
داشتن برنامهای منظم به کودک کمک میکند پیشبینیپذیری داشته باشد و احساس امنیت کند. مثلاً اگر کودک بداند که بعد از بازی و ناهار، مادرش دنبالش میآید، راحتتر جدا میشود.
تشویق استقلال در فعالیتهای روزمره
وظایف سادهای مثل لباس پوشیدن، جمعکردن اسباببازیها یا غذا خوردن را به کودک واگذار کنید. این کار اعتماد بهنفس او را بالا میبرد و احساس توانمندی را جایگزین نیاز دائمی به کمک مادر میکند.
برقراری ارتباط با مربی یا مراقب جایگزین
اگر کودک قرار است مدتی با شخص دیگری باشد، تلاش کنید پیوند عاطفی بین آن فرد و کودک شکل بگیرد. احساس نزدیکی به مربی باعث کاهش وابستگی به مادر میشود.
آنچه نباید انجام دهید
در مواجهه با کودک وابسته به مادر، باید از رفتارهایی که باعث تشدید وابستگی و اضطراب جدایی او میشوند، خودداری کرد. برخی از این رفتارها میتوانند آسیبهای بلندمدت به سلامت روانی کودک وارد کنند. در این بخش، به بررسی دلایل علمی و روانشناختی و همچنین راهحلهای جایگزین میپردازیم:
تهدید به ترک کردن کودک
گفتن جملاتی مانند «اگه گریه کنی میرم و دیگه برنمیگردم» میتواند آسیبهای عاطفی جدی به کودک وارد کند. تهدید به ترک کردن باعث ایجاد اضطراب شدید در کودک میشود، چرا که در سنین پایینتر، کودکان هنوز درک کاملی از مفاهیم جدایی و وابستگی ندارند. در این سنین، کودک نسبت به مادر خود بهعنوان تنها منبع امنیت و آرامش نگاه میکند و چنین تهدیداتی باعث از دست دادن احساس امنیت و افزایش احساس رهاشدگی میشود. تحقیقات نشان میدهند که تهدیدات اینچنینی میتواند باعث اختلالات اضطرابی در آینده کودک شود و توانایی او در کنار آمدن با جداییها و تغییرات را کاهش دهد.
به جای تهدید، بهتر است که از روشهای حمایتی و آرامبخش استفاده کنید. برای مثال، به کودک اطمینان دهید که همیشه بازخواهید گشت و جداییها موقتی هستند. از جملاتی مانند «من برمیگردم و دوباره با هم خواهیم بود» استفاده کنید.
برچسب زدن
برچسب زدن به کودک با عباراتی مانند «بچه ننه» یا «همش چسبیدی به من»، علاوه بر اینکه احساس شرم و عدم پذیرش در کودک ایجاد میکند، میتواند منجر به کاهش عزتنفس و اعتماد به نفس او گردد. روانشناسان بهویژه در سالهای اولیه زندگی کودک، تأکید دارند که ارتباط مثبت و پذیرا با کودک نقش حیاتی در رشد شخصیت او دارد. برچسب زدن به کودک در این سنین میتواند باعث ایجاد احساس حقارت و اضطراب در او شود و باعث شود کودک به مرور از بیان احساسات خود اجتناب کند.
به جای برچسب زدن، از رویکردی مثبت و حمایتگرانه استفاده کنید. به کودک بفهمانید که احساس وابستگی او طبیعی است و شما همیشه در کنار او خواهید بود تا احساس امنیت کند. این کار باعث میشود کودک احساس پذیرفته شدن و محبت کند.
جدا کردن ناگهانی و بیخبر
یکی از اشتباهات رایج در تربیت کودک وابسته، جدا کردن ناگهانی کودک از مادر بدون خداحافظی است. این کار میتواند احساس ناامنی و اضطراب شدیدی در کودک ایجاد کند. در مراحل اولیه رشد کودک، او به شدت به پیوستگی و ارتباطات عاطفی نیاز دارد و هر گونه تغییر ناگهانی در این پیوستگی میتواند او را دچار اضطراب کند. طبق تحقیقات روانشناختی، کودکان در این سنین هنوز درک کاملی از مفهوم زمان و جدایی ندارند و این میتواند باعث ایجاد اختلالات اضطرابی در آینده شود.
جدا شدن باید بهصورت تدریجی و با ایجاد یک روتین مشخص انجام شود. پیش از جدا شدن، از کودک خداحافظی کرده و به او اطمینان دهید که مدت کوتاهی از یکدیگر جدا خواهید بود. این کار باعث میشود کودک احساس امنیت کند و بداند که مادر همیشه برمیگردد.
با پرهیز از این رفتارها و استفاده از روشهای علمی و حمایتی، میتوانید به کاهش وابستگی کودک به مادر کمک کرده و به او در مسیر استقلال عاطفی و اجتماعیاش یاری رسانید.
نقش مربیان مهد کودک در مدیریت وابستگی کودک
مربیان مهد کودک نقش بسیار مهمی در کاهش وابستگی کودک به مادر دارند. آنها باید بتوانند فضایی صمیمی و در عین حال ساختارمند ایجاد کنند تا کودک با اعتماد به نفس بیشتری، از مادر جدا شود و به دنیای اجتماعیاش قدم بگذارد.
در دوره مربیگری مهد کودک که در آکادمی سلامت برگزار میشود، مربیان با روشهای دقیق علمی و عملی برای برخورد با کودک وابسته به مادر آشنا میشوند. در این دوره به شما آموزش داده میشود که چگونه شرایط مناسب برای کودک فراهم کرده، ترس و اضطراب او را کاهش دهید و وابستگیاش را بهتدریج به ارتباطات مثبت و گستردهتری تبدیل کنید.
مهارتهای زندگی برای کودکان؛ ابزاری برای کاهش وابستگی
در کنار تمامی موارد گفتهشده، آموزش مهارتهای زندگی برای کودکان نیز نقش کلیدی در کاهش وابستگی ایفا میکند. کودکانی که یاد میگیرند چطور احساساتشان را بشناسند، با چالشها مقابله کنند، و با دیگران ارتباط برقرار نمایند، توانایی بیشتری برای جدایی از مادر و مستقل شدن خواهند داشت.
این مهارتها میتوانند از طریق بازی، قصهگویی، نمایش خلاق و تعاملات روزانه در مهد کودک به کودک منتقل شوند. وقتی کودک یاد بگیرد چگونه خودش را ابراز کند و بر ترسهایش غلبه نماید، دیگر نیازی به پناه گرفتن مداوم در آغوش مادر نخواهد داشت.
سخن آخر
وابستگی کودک به مادر بخشی از مراحل طبیعی رشد است، اما با درک ریشههای آن و استفاده از روشهای درست، میتوان به کودک کمک کرد تا بهتدریج مستقلتر شود. صبر، محبت، آموزش تدریجی و ارتباط مثبت، ابزارهای کلیدی در این مسیر هستند. اگر مربی مهد کودک هستید یا بهدنبال تقویت مهارتهای خود در رفتار با کودکان هستید، شرکت در دورههای آموزشی روانشناسی کودک و مهارتهای تربیتی، میتواند به شما کمک شایانی کند.
سوالات متداول
چرا برخی کودکان وابستگی شدیدی به مادر خود دارند؟
زیرا مادر را منبع اصلی امنیت روانی خود میدانند و در مواجهه با اضطراب جدایی، به او پناه میبرند.
آیا وابستگی کودک به مادر تا سن خاصی طبیعی است؟
بله، تا حدودی طبیعیست، اما اگر مانع رشد استقلال و روابط اجتماعی کودک شود، نیاز به مداخله دارد.
بهترین زمان برای شروع فرآیند جدایی تدریجی کودک از مادر چه سنی است؟
معمولاً بین ۲ تا ۳ سالگی، بهشرط آنکه این فرآیند تدریجی، هدفمند و با آمادگی کودک همراه باشد.
نقش مربی مهدکودک در کاهش وابستگی کودک به مادر چیست؟
مربی میتواند با ایجاد محیطی امن، جلب اعتماد کودک و آموزش مهارتهای اجتماعی، به کاهش تدریجی این وابستگی کمک کند.











